داشتم تو ذهنم با عاطفه، دوستی که یک سال پیش کمکم کرد و خیلی خوب بود، حرف میزدم که یهو نمیدونم چرا گوشیمو برداشتم و صدامو ضبط کردم! اولش انگار دارم با یه غریبه حرف میزنم ولی کم کم خودم با خودم حرف میزدم.. گفتم نق زدم پیشنهاد دادم و خودم با خودم قاطعانه مشورت کردم بعد یه دور گوشش دادم! اونجاهاییش که میشنیدم دارم بد و بیراه میگم خنده ام میگرفت و جاهایی که بغض کردم یا زدم زیر گریه حرص میخوردم. اما تهش یه جور آرومی بودم، با خودم رو راست شدم و دقیقن فهمیدم چی میخوام. :) حالا میخوام به نصیحت خودم فکر کنم و خدا به داد برسه...