تو راه برگشت رو کردم به بابا "فردا پسفردا کاری به من نداشته باشید میخوام داستان بنویسم." عزمم جزم بود ولی نمیدونم چرا حتی سمتش هم نرفتم! ایده رو دارم، طرح رو دارم، تصور رو دارم ولی میترسم!...