دقت کرده بودم هروقت اوضاع جدن وفق مراده یه اتفاق خیلی بد خواهد افتاد، دقت کرده بودم هروقت چیزی رو که میخوام تو دستام دارم دستم میلرزه و خیلی طول میکشه تا همه چی باز حداقل عادی بشه. ولی هیچوقت نفهمیدم خودم همه چیزو به هم میریزم تقریبن. خودم دنبال بهونه ام "اینجوری عادی نیست" و وقتی طوفان شد یه نفس راحت میکشم "حالا درست شد"...
ادامه مطلب